تبلیغات
میشه چند لحظه وقتتون رو بگیرم؟ - دوست دارم

 

 لینكدونی ..

معمار هستی(خواهر گلم)..یه دختر کوچولو یه معمار پا به پا!

 

 جستجو در بلاگ..

 

 خبرنامه ..

 

 آمار وبلاگ..

امروز .... 

دیروز ....

در كل ...



سه شنبه 6 دی 1384:دوست دارم

 

مرد و زن جوانی سوار بر موتور عاشقانه در دل شب می‌راندند. آن‌ها یكدیگر را خیلی دوست داشتند. زن جوان: آروم‌تر برو. مرد جوان: نه این‌طوری بهتره. زن جوان: خواهش می‌كنم آروم‌تر برون. مرد جوان: باشه، ولی به شرطی كه بگی دوستم داری. زن جوان: دوستت دارم؛ حالا آروم برو. مرد جوان: این كلاه كاسكت رو از سرم بردار و بذار رو سرت آخه نمی‌تونم خوب برونم، اذیتم می‌كنه... فردای آن روز حادثه‌ای در روزنامه‌ها ثبت شد؛ برخورد موتورسیكلت با ساختمان حادثه آفرید.

در این سانحه كه به دلیل بریدن ترمز موتورسیكلت رخ داد، یكی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری درگذشت. مرد جوان از بریده شدن ترمز آگاهی یافته بود. پس بدون این كه زن جوان را مطلع كند، با ترفندی كلاه كاسكت را بر سر او گذاشت و خواست تا آخرین بار ”دوستت دارم“ را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند.!!!

 

مسافر +خبر , +

ویرایش در [-] || [-]

[04:12 ق.ظ] || [+]

Comments [[منتظر نظر تو]]

 

 

 


 مباحث ..

عمومی...5

جوک...15

لاو ترکونی...18

مناسبت...16

شعر...4

باحال!...25

خبر...7

دلتنگی...11

تاریخچه...7

امید...5


 

 نویسندگان..

مسافر...111

تندیس غم ...2


 

 آرشیو ..

تیر 1385...5

خرداد 1385...10

اردیبهشت 1385...13

فروردین 1385...9

اسفند 1384...12

بهمن 1384...11

دی 1384...35

آذر 1384...11

مهر 1384...7


 

 صفحات ..

 

 نوشته های پیشین..

خیلی مهمه..-
چقدر عجیبه..-
پیغام گیر حافظ..-
دوست..-
..-
همه می رن بهشت..-
اگه خواستی شاد باشی..-
دوستت دارم..-
اکس..-
فرشته..-
حقیقت و دروغ..-
اگه..-
می میرم..-
رادیو..-
اتمام سال تحصیلی و صدمین مطلب..-

Email
[yahoo]

.(C) Copyright

All Right Reserved

Alireza Asgari !!