تبلیغات
میشه چند لحظه وقتتون رو بگیرم؟ - بوی خاطره

 

 لینكدونی ..

معمار هستی(خواهر گلم)..یه دختر کوچولو یه معمار پا به پا!

 

 جستجو در بلاگ..

 

 خبرنامه ..

 

 آمار وبلاگ..

امروز .... 

دیروز ....

در كل ...



شنبه 22 بهمن 1384:بوی خاطره

 

یادمه وقتی تازه خواهرم رفته بود اصفهان خیلی کمبودشو احساس می کردمو دلم براش تنگ می شد یه بار وقتی اومده بود تهران روی یه دستمال کاغذی از اسپریی که همیشه می زد زدمو گذاشتمش توی یه نایلون و خوب تاش کردم .یه گردنبند کیف مانند داشتم که چیزای کوچیکی که دوسشون داشتمو توش می ذاشتم اون نایلون رو هم توی اون کیف گذاشتمو همیشه از گردنم اویزون بود.هر وقت دلم براش تنگ می شد بوش می کردم.

 

مسافر +دلتنگی , +

ویرایش در [-] || [-]

[09:02 ق.ظ] || [+]

Comments [[منتظر نظر تو]]

 

 

 


 مباحث ..

عمومی...5

جوک...15

لاو ترکونی...18

مناسبت...16

شعر...4

باحال!...25

خبر...7

دلتنگی...11

تاریخچه...7

امید...5


 

 نویسندگان..

مسافر...111

تندیس غم ...2


 

 آرشیو ..

تیر 1385...5

خرداد 1385...10

اردیبهشت 1385...13

فروردین 1385...9

اسفند 1384...12

بهمن 1384...11

دی 1384...35

آذر 1384...11

مهر 1384...7


 

 صفحات ..

 

 نوشته های پیشین..

خیلی مهمه..-
چقدر عجیبه..-
پیغام گیر حافظ..-
دوست..-
..-
همه می رن بهشت..-
اگه خواستی شاد باشی..-
دوستت دارم..-
اکس..-
فرشته..-
حقیقت و دروغ..-
اگه..-
می میرم..-
رادیو..-
اتمام سال تحصیلی و صدمین مطلب..-

Email
[yahoo]

.(C) Copyright

All Right Reserved

Alireza Asgari !!